هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان احساسات عاشقانه و دلتنگیهای خود میپردازد. او از یادآوری معشوق، زلفهای او و درد عشق سخن میگوید و از ناتوانی در فراموشی معشوق شکایت دارد. همچنین، اشارهای به وعدههای معشوق و افزایش درد ناشی از یادآوری او دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به دانش ادبی برای درک کامل دارند.
شماره ۴۲۳ - ذکر مه کردم شبی روی توأم آمد
ذکر مه کردم شبی روی توأم آمد
باد شب کردم به دل با سر زلفت فتاد ۱
بیاد گر نمائی با دو دال زلف قد چون الف
هر کجا در عشق مظلومیست یابد از تو داد ۲
دور بادا از دو زلفت دست ما سودانیان
یا کسی انگشت بر حرف تو نتواند نهاد ۳
گفته بودی چون کنی یادم شود درد تو کم
تا چنین کردیم گفتی آن زبادت شد زیاد ۴
با خیال آنکه دوزد چشم بر رویت کمال
یک به یک دوشینه سوزنهای مژگان آب داد ۵
باد شب کردم به دل با سر زلفت فتاد ۱
بیاد گر نمائی با دو دال زلف قد چون الف
هر کجا در عشق مظلومیست یابد از تو داد ۲
دور بادا از دو زلفت دست ما سودانیان
یا کسی انگشت بر حرف تو نتواند نهاد ۳
گفته بودی چون کنی یادم شود درد تو کم
تا چنین کردیم گفتی آن زبادت شد زیاد ۴
با خیال آنکه دوزد چشم بر رویت کمال
یک به یک دوشینه سوزنهای مژگان آب داد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - دیدی که بار وعده خود را وفا نکرد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - رخت گلبرگ خودرو مینماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.