هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد و از صوفی میخواهد آئین عشقبازی را بیاموزد. شاعر از زلف یار و زیباییهای او سخن میگوید و به دل امید میدهد که روزی صبح دولت خواهد دمید. همچنین، توصیه میکند که می بنوشد و قید تقوا را رها کند، زیرا عشق با نیکنامی سازگار نیست.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و نقد تقوا ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۴۵۱ - سروسهی به بستان گر سالها برآید
سروسهی به بستان گر سالها برآید
با قد دلربایان در حسن بر نیاید ۱
صوفی ز ما بیاموز آئین عشقبازی
کز زاهد ریای این کار کمتر آبد ۲
آن زلف عنبر افشان پیوسته باد درهم
کو از سیاهکاری سر در رخ تو سابد ۳
آن زلف عنبر افشان پیوسته باد درهم
بادی و در تن ما جانی دگر فزاید ۴
ای دل ز جام محنت چندان مباش غمگین
باشد که صبح دولت یک روز رخ نماید ۵
مانیم و آستانت تا هست زندگانی
با سر نهیم آنجا با خود دری گشاید ۶
می خور کمال و بشکن ناموس اهل تقوی
زیرا که نیکنامی با عشق راست ناید ۷
با قد دلربایان در حسن بر نیاید ۱
صوفی ز ما بیاموز آئین عشقبازی
کز زاهد ریای این کار کمتر آبد ۲
آن زلف عنبر افشان پیوسته باد درهم
کو از سیاهکاری سر در رخ تو سابد ۳
آن زلف عنبر افشان پیوسته باد درهم
بادی و در تن ما جانی دگر فزاید ۴
ای دل ز جام محنت چندان مباش غمگین
باشد که صبح دولت یک روز رخ نماید ۵
مانیم و آستانت تا هست زندگانی
با سر نهیم آنجا با خود دری گشاید ۶
می خور کمال و بشکن ناموس اهل تقوی
زیرا که نیکنامی با عشق راست ناید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۰ - سرو را هر که راست می گوید
گوهر بعدی:شماره ۴۵۲ - سرو سهی در بوستان چندانکه بالا می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.