هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و انتظار برای دیدار معشوق سخن میگوید. شاعر از باد پیامآور، طبیب شفابخش، و خیال یار یاد میکند که امید و تسکین به دلهای خسته میآورد. همچنین، اشارهای به فراق و اشکهای بارانگونه دارد و در پایان، از نامهای از سوی آشنا سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۵۷ - صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد
صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد
بهمدمان کهن دوستی به جا آورد ۱
رسید باد مسیحا دم ای دل بیم
بر آر سرکه طبیب آمد و دوا آورد ۲
نه من ز گرد رهش دل به باد دادم و بس
که باد مشک ختن هم ازین هوا آورد ۳
برای چشم ضعیف رمد گرفته ما
ز خاک مقدم محبوب توتیا آورد ۴
خیال بار که بر سر طبیب حاذق اوست
به جان خسته دلان مژده شفا آورد ۵
شب فراق شد ابر دو دیده در باران
چو در خیال خود آن لعل جانفزا آورد ۶
همیشه مردم چشمم برهنه بر می گشت
ندانم این همه بارانی از کجا آورد ۷
کمال درانه دل با کبوتری در باره
که نامه ای به تو از بار آشنا آورد ۸
بهمدمان کهن دوستی به جا آورد ۱
رسید باد مسیحا دم ای دل بیم
بر آر سرکه طبیب آمد و دوا آورد ۲
نه من ز گرد رهش دل به باد دادم و بس
که باد مشک ختن هم ازین هوا آورد ۳
برای چشم ضعیف رمد گرفته ما
ز خاک مقدم محبوب توتیا آورد ۴
خیال بار که بر سر طبیب حاذق اوست
به جان خسته دلان مژده شفا آورد ۵
شب فراق شد ابر دو دیده در باران
چو در خیال خود آن لعل جانفزا آورد ۶
همیشه مردم چشمم برهنه بر می گشت
ندانم این همه بارانی از کجا آورد ۷
کمال درانه دل با کبوتری در باره
که نامه ای به تو از بار آشنا آورد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - شوخی از چشم تو عجب نبود
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - صوفی از رندان بپوشد می که در خلوت بنوشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.