هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از می‌نوشی، عشق به معشوق، و رهایی از تظاهر به پارسایی سخن می‌گوید. او از درد عشق و شوق گلرخان می‌نالد و تأکید می‌کند که حتی در مستی نیز صدای بلبل شنیده می‌شود. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که عشق و جست‌و‌جو برای یافتن کمال، ارزش تلاش را دارد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره به می‌نوشی و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۴۵۸ - صوفی از رندان بپوشد می که در خلوت بنوشد

صوفی از رندان بپوشد می که در خلوت بنوشد
شد کهن بالای خمها خرقه اش تا کی بپوشد ۱

دلق و سجاده نهاده دم بدم در رهن باده
باز در بازار دعوی پارسائیها فروشد ۲

من ز شوق گلرخان نالم نه از جور رقیبان
گر چه خارش دل خراشد بلبل از مستی خروشد ۳

بر رخش چون دیده بنهادم سرشک آمد بجوشش
آب گرمی مینهم بالای آتش چون بجوشد ۴

خون دلها خوش نباید خوردنش بی ناله ما
دلبر نازک طبیعت باده بی مطرب ننوشد ۵

دیدم آن لب بر وی از مشک به این خط نوشته
گر نه شیرین است اینجا این همه مور از چه جوشد ۶

جست و جوی آن دهان میکن کمال امکان که بایی
خاتم جم با کف آرد هر که در جستن بکوشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵۷ - صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۹ - عاشقانت بسحرها که دعا می گویند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.