هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق میگوید و بیان میکند که بدون او آرامش ندارد. او از خیال معشوق در دلش سخن میگوید و تمایلی به جاه و مال ندارد. شاعر همچنین از زاهد خشکدل انتقاد میکند و عشق بیپروا را میستاید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۰۸ - مرا بی تو آسوده حالی نباشد
مرا بی تو آسوده حالی نباشد
دمی بی رخت بی ملالی نباشد ۱
خیال نو باشد مرا در دل و بس
تمنای جاهی و مالی نباشد ۲
من و آب چشمی و سودای سروی
چه همت بود آنکه عالی نباشد ۳
ز سر دل جام غافل مباشید
ور او نیست یک رنگ خالی نباشد ۴
مجود این مشرب از زاهد خشک
که کونته به جام سفالی نباشد ۵
چه کار آید این زاهدی شیخ ما را
چرا عاشق لا ابالی نباشد ۶
کمال ار برندان مصاحب نباشی
ترا هیچ صاحب کمالی نباشد ۷
دمی بی رخت بی ملالی نباشد ۱
خیال نو باشد مرا در دل و بس
تمنای جاهی و مالی نباشد ۲
من و آب چشمی و سودای سروی
چه همت بود آنکه عالی نباشد ۳
ز سر دل جام غافل مباشید
ور او نیست یک رنگ خالی نباشد ۴
مجود این مشرب از زاهد خشک
که کونته به جام سفالی نباشد ۵
چه کار آید این زاهدی شیخ ما را
چرا عاشق لا ابالی نباشد ۶
کمال ار برندان مصاحب نباشی
ترا هیچ صاحب کمالی نباشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۷ - مرا بی تو از دیده خون می رود
گوهر بعدی:شماره ۵۰۹ - مرا دلیست که از بار بار میطلبد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.