هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دل‌باختگی سخن می‌گوید، از رنج‌های ناشی از دوری معشوق و آرزوی وصال او می‌نالد. او خود را بنده‌ای می‌داند که به عشق آزاد شده و از معشوق طلب توجه می‌کند. همچنین از تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان خود می‌گوید و آرزو می‌کند که معشوق فریادهایش را بشنود.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های شعری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۶۸۹ - باز در عشق یکی دل به غلامی دادم

باز در عشق یکی دل به غلامی دادم
خواجه را گو که بیاید به مبارکبادم ۱

بنده را از تو چه جای گله، آزادیهاست
هست جای گله وقتی که کنی آزادم ۲

تو چه شاخ گلی و بی تو مرا رخ شده زرد
منم آن برگ که از شاخ جدا افتادم ۳

بر فلک ناله من گوش ملایک کر ساخت
آه اگر در دل شبها شنوی فریادم ۴

از می عشق تو ساقی قدحی داد مرا
که می خلد و لب حور برفت از بادم ۵

با تو بنیاد نهم باتز طرب خانه عشق
طاق ابروی تو گر بر نکنه بنیادم ۶

الف قد تو آن روز برد راه کمال
که به مکتب الف و بی بنوشت استادم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۸۸ - باز در آن کو گذری بافتم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۰ - باز می بیخودی بروی تو خوردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.