هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید. او تمام وجودش را وقف معشوق کرده و حاضر است هر فرمانی را از او بپذیرد. شاعر همچنین به مقایسه خود با زاهد خشک میپردازد و بیان میکند که عشق او را از زاهد متمایز میسازد. در نهایت، او از نظر بازی به عنوان عیب یاد میکند، اما آن را هنر خود میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۷۱۰ - جان دارم و دل دارم سر دارم و زر دارم
جان دارم و دل دارم سر دارم و زر دارم
گر از تو رسد فرمان دل از همه بر دارم ۱
تو عمر منی زآن وجه من بی تو نخواهم جان
تو چشم منی زآن رو من با تو نظر دارم ۲
من هیچ نمی مانم با زاهد خشک اما
او دامن تر دارد من دیدۂ تر دارم ۳
از آه سحر صوفی بزدای دل تیره
کاین آینه روشن من از آه سحر دارم ۴
گویند کمال از تو عیب است نظر بازی
گر عیب من این باشد من خود چه هنر دارم ۵
گر از تو رسد فرمان دل از همه بر دارم ۱
تو عمر منی زآن وجه من بی تو نخواهم جان
تو چشم منی زآن رو من با تو نظر دارم ۲
من هیچ نمی مانم با زاهد خشک اما
او دامن تر دارد من دیدۂ تر دارم ۳
از آه سحر صوفی بزدای دل تیره
کاین آینه روشن من از آه سحر دارم ۴
گویند کمال از تو عیب است نظر بازی
گر عیب من این باشد من خود چه هنر دارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۹ - ترا گر بی وفا گفتم چه گفتم
گوهر بعدی:شماره ۷۱۱ - چرا رنجید یار از من گناه خود نمی دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.