هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و جدایی معشوق می‌نالد و از روزگار تلخ خود شکایت می‌کند. او از بی‌وفایی دنیا و ناامیدی از وصل سخن می‌گوید، اما در عین حال، از عشق و وفاداری خود به معشوق نیز یاد می‌کند. با وجود همه رنج‌ها، شاعر سپاسگزار است و غم معشوق را مونس خود می‌داند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق برای سنین پایین مناسب نیست.

شماره ۷۲۴ - دل برفت از دست ما تنها نه دل دلدار هم

دل برفت از دست ما تنها نه دل دلدار هم
سینه از داغ جدانی خسته و انگار هم ۱

آخر آمد روز وصل و روزگار عیش نیز
چشم خوابانید بخت و دولت بیدار هم ۲

گر بگویم پیش باران درد بی باری خویش
بر من بیدل بگرید بار هم اغیار هم ۳

بیوفانی بین کزو جز پرسشم امید نیست
خاطر باری نمیجوید بدین مقدار هم ۴

گر برنجاند مرا بسیار تر از دیگران
هم نرنجم بلکه دارم منت بسیار هم ۵

تا غم و اندوه او غمخوار و مونس شد مرا
فارغ و آسوده ام از مونس و غمخوار هم ۶

با رخ او مهر پنهان چند میورزی کمال
کاین سخن در کوی شد مشهور و در بازار هم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۲۳ - درین زحمت که این نوبت من از ریش درون دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۲۵ - دل ز چشم او به نازی مست شد بی خویش هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.