هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و ایثار خود سخن میگوید، از پای معشوق به عنوان نماد عشق و فداکاری یاد میکند و از رنجهای عاشقی مینالد. او تأکید میکند که تنها معشوق را میبیند و هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد.
شماره ۷۴۶ - سر که بر پای تو بنهادم از آن بردارم
سر که بر پای تو بنهادم از آن بردارم
تا بدین جرم و خطا جان به غرامت آرم ۱
بعد ازین رخ بنهم بر کف پای تو نه چشم
رخ گلبرگ بخار مژه چند آزارم ۲
چون شود بیبر کت هرچه شمارند آن را
بوسهائی که بر آن پای زنم نشمارم ۳
دزد در خواب برد رخت عجب چون دزدید
دلم آن مه که ز عشقش همه شب بیدارم ۴
شد دو چشم تو ز نادیدن رویت بیمار
به همین رنج من خسته جگر بیمارم ۵
نقش بر آب زدن گرچه نبندد صورت
من بجز نقش تو بر دیده نر ننگارم ۶
تو به رخ ماه و خوری بر رخ تو چشم کمال
شکرها دارم این چشم که بر خور دارم ۷
تا بدین جرم و خطا جان به غرامت آرم ۱
بعد ازین رخ بنهم بر کف پای تو نه چشم
رخ گلبرگ بخار مژه چند آزارم ۲
چون شود بیبر کت هرچه شمارند آن را
بوسهائی که بر آن پای زنم نشمارم ۳
دزد در خواب برد رخت عجب چون دزدید
دلم آن مه که ز عشقش همه شب بیدارم ۴
شد دو چشم تو ز نادیدن رویت بیمار
به همین رنج من خسته جگر بیمارم ۵
نقش بر آب زدن گرچه نبندد صورت
من بجز نقش تو بر دیده نر ننگارم ۶
تو به رخ ماه و خوری بر رخ تو چشم کمال
شکرها دارم این چشم که بر خور دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۵ - سر زلف تو کرد آخر به سودانی گرفتارم
گوهر بعدی:شماره ۷۴۷ - شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.