هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و ارادت خود را به معشوق بیان میکند و هرگونه غم و ستم از سوی او را مغتنم میشمرد. او فقر در راه معشوق را ثروت و گدایی را پادشاهی میداند. شاعر با بیانهای مختلف، عشق و فروتنی خود را نشان میدهد و معشوق را بالاتر از هر چیزی، حتی ایران، میپندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۵۹ - غم دوست من مغتنم می شمارم
غم دوست من مغتنم می شمارم
نشاطی که بیاوست غم میشمارم ۱
ستمها که خاطر نداند شمارش
از آن غمزه عین کرم میشمارم ۲
گدای تو را پادشه میشناسم
فقیر ترا محتشمه میشمارم ۳
تو شیرین تری گفتمش با دهانت
ایران به گفتا من او را عدم میشمارم ۴
از روی ترمه را به میزان ادراک
اگر پر شود نیز کم میشمارم ۵
قدم تا نیاورده در ره عشق
فرنجیه گرت بی قدم میشمارم ۶
کمالت زجان بنده شد خواجگی بین
که خود را چنین محترم میشمارم ۷
نشاطی که بیاوست غم میشمارم ۱
ستمها که خاطر نداند شمارش
از آن غمزه عین کرم میشمارم ۲
گدای تو را پادشه میشناسم
فقیر ترا محتشمه میشمارم ۳
تو شیرین تری گفتمش با دهانت
ایران به گفتا من او را عدم میشمارم ۴
از روی ترمه را به میزان ادراک
اگر پر شود نیز کم میشمارم ۵
قدم تا نیاورده در ره عشق
فرنجیه گرت بی قدم میشمارم ۶
کمالت زجان بنده شد خواجگی بین
که خود را چنین محترم میشمارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۸ - عید می آید و وقتست که در مه نگریم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۰ - قدحی بیار ساقی که ز تویه شرمسارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.