هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود میگوید و درد دوری و ناپایداری عشق را بیان میکند. او از غم فراق، ناامیدی از درمان درد، و مقایسههای عاشقانه با عناصری مانند باد و زلف یار استفاده میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۶۹ - گر کام خود از لبت بگیرم
گر کام خود از لبت بگیرم
چون خضر به سالها نمیرم ۱
زآن دم که تو آمدی به خاطر
فکر همه رفت از ضمیرم ۲
دارم ز غم تو بر دل ریش
دردی که دوا نمی پذیرم ۳
چندانکه ز من تو در نغوری
من نیز هم از تو در نفیرم ۴
چون زلف تو گرد آیم از پای
هم زلف تو باد دستگیرم ۵
ای باد بهار کز تو خوشبوست
مجلسی به روایح عبیرم ۶
بگذر بخجند و گر به یاران
از من که به شهر چین اسپرم ۷
زان برد کمال جور آن شوخ
کو محتشم است و من فقیرم ۸
چون خضر به سالها نمیرم ۱
زآن دم که تو آمدی به خاطر
فکر همه رفت از ضمیرم ۲
دارم ز غم تو بر دل ریش
دردی که دوا نمی پذیرم ۳
چندانکه ز من تو در نغوری
من نیز هم از تو در نفیرم ۴
چون زلف تو گرد آیم از پای
هم زلف تو باد دستگیرم ۵
ای باد بهار کز تو خوشبوست
مجلسی به روایح عبیرم ۶
بگذر بخجند و گر به یاران
از من که به شهر چین اسپرم ۷
زان برد کمال جور آن شوخ
کو محتشم است و من فقیرم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۸ - گر دهد دستم کز آن عارض نقابش بر کنم
گوهر بعدی:شماره ۷۷۰ - گر گذاری که با تو در نگویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.