هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و علاقه شدید خود به معشوق سخن میگوید. او حاضر است هرگونه فداکاری کند، حتی خاک پای معشوق را ببوسد و سر و جان خود را فدا کند. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و آرزو میکند که بتواند به او نزدیک شود. همچنین، او از مقاومت و پایداری خود در عشق سخن میگوید، حتی اگر معشوق او را بسوزاند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و رنج عشق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۷۷۰ - گر گذاری که با تو در نگویم
گر گذاری که با تو در نگویم
خاک پایت به چشم ها بخریم ۱
تا ببوسیم آستان ترا
حلقه حلقه نشسته گرد دریم ۲
گر غرامت ستانی از انصاف
سر و دیده نهاده در نظریم ۳
گفته بک شیم ببر سوی خویش
ما از آن کوی جان چگونه بریم ۴
اختری چون تو گر به ما گذرد
به بلندی از آسمان گذریم ۵
کیشت از تیر شد تهی دل پر
پر دلی بین که جمله را سپریم ۶
گر چه آتش زدی به جان کمال
در محبت هنوز نیزه تریم ۷
خاک پایت به چشم ها بخریم ۱
تا ببوسیم آستان ترا
حلقه حلقه نشسته گرد دریم ۲
گر غرامت ستانی از انصاف
سر و دیده نهاده در نظریم ۳
گفته بک شیم ببر سوی خویش
ما از آن کوی جان چگونه بریم ۴
اختری چون تو گر به ما گذرد
به بلندی از آسمان گذریم ۵
کیشت از تیر شد تهی دل پر
پر دلی بین که جمله را سپریم ۶
گر چه آتش زدی به جان کمال
در محبت هنوز نیزه تریم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۹ - گر کام خود از لبت بگیرم
گوهر بعدی:شماره ۷۷۱ - اگر من از عشق آن دو رخ میرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.