هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از غم معشوق خوشحال است، حضور همیشگی معشوق را احساس می‌کند، و خود را در حیرت نگارگری معشوق می‌بیند. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیمی مانند می‌نوشی و عرفان دارد و در نهایت، از بی‌قراری و پراکندگی خاطر خود در اثر زلف معشوق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد. همچنین، برخی اشارات مانند می‌نوشی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

شماره ۷۷۷ - ما با غم تو خرم و آسوده خاطربم

ما با غم تو خرم و آسوده خاطربم
زآن لب به کام ما شکری نی و شاکریم ۱

غایب نه ز چشم جهان بین ما چو نور
ا نو حاضری همیشه و ما با تو ناظریم ۲

نظارگی به حیرته از آن صورتست و ما
حیران جان نگاری کلک مصوریم ۳

زآن دم که نام جام بر آن لب نهاده اند
آن را که نیست معتقد باده منکریم ۴

گفتم به دیر با تو رسم یا به کعبه گفت
ما را به هر مقام که جوینده حاضریم ۵

چون دید کز تطاول آن زلف بیقرار
شوریده روزگار و پراکنده خاطریم ۶

ببرید زلف و گفت به افسوس با کمال
گر دیر میرسیم به خدمت مقصریم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۹۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۷۶ - ما از لب تو کام ندیدیم و گذشتیم
گوهر بعدی:شماره ۷۷۸ - ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.