هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان عشق و اشتیاق خود به معشوق میپردازد. او از شبزندهداری و دعا برای وصال معشوق سخن میگوید و از گرههای عشق و رازهای نهفته در گیسوی معشوق یاد میکند. شاعر همچنین از دلبستگی و عزم سفر خود میگوید و امیدوار است که گرههای کارش با گشودن زلف معشوق باز شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شبزندهداری و گرههای عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۰۸ - هر شبی تا به سحر دست دعا بگشایم
هر شبی تا به سحر دست دعا بگشایم
که مگر یک شبی آن بند قبا بگشایم ۱
همچو من عقد گشانی نبود در عالم
گر گره ز ابروی آن ترک خطا بگشایم ۲
دوست در خانه فرود آمد و من در بستم
کار بر رخ خصم در بسته چرا بگشایم ۳
مرغ دل باز هوای سر زلفش دارد
گاه آن شد که منش بند ز پا بگشایم ۴
همه آفاق شود مشک فشان گر نفسی
راز گیسوی تو با باد صبا بگشایم ۵
حالیا عزم سفر دارم و را در پیش است
بار بر بسته ندانم که کجا بگشایم ۶
چه گرهها که گشاده شود از کار کمال
گر شبی حلقه آن زلف دوتا بگشایم ۷
که مگر یک شبی آن بند قبا بگشایم ۱
همچو من عقد گشانی نبود در عالم
گر گره ز ابروی آن ترک خطا بگشایم ۲
دوست در خانه فرود آمد و من در بستم
کار بر رخ خصم در بسته چرا بگشایم ۳
مرغ دل باز هوای سر زلفش دارد
گاه آن شد که منش بند ز پا بگشایم ۴
همه آفاق شود مشک فشان گر نفسی
راز گیسوی تو با باد صبا بگشایم ۵
حالیا عزم سفر دارم و را در پیش است
بار بر بسته ندانم که کجا بگشایم ۶
چه گرهها که گشاده شود از کار کمال
گر شبی حلقه آن زلف دوتا بگشایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۷ - وصف دهن تنگ تو من هیچ نگویم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۹ - هر شبی خاک درت از گریه پر خون می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.