هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه دل به او باخته و در وصف زیباییهای معشوق، مانند زلف و روی او، سخن میراند. او از سرگشتگی و بیقراری خود در عشق مینالد و تأکید میکند که این راز را از دیگران پنهان میکند. همچنین، شاعر اشاره میکند که حتی با از دست دادن دل، هنوز هوس معشوق در دلش باقی است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۸۰۷ - وصف دهن تنگ تو من هیچ نگویم
وصف دهن تنگ تو من هیچ نگویم
چون نیست ز لطفش خبری یک سر مویم ۱
آن به که نگویم به کس این راز نهانی
تا خلق ندانند که من عاشق اویم ۲
تا زلف چو چوگان توام می برد از راه
زآن رو من سرگشته ندانم که چه گویم ۳
جز بر گل رویت نشود دیده من باز
صد بار چو نرگس اگر از خاک برویم ۴
با آنکه دل از دست برون شد به تمامی
بیرون نشد از دل هوس روی نکویم ۵
در دفتر عشاق نیایم به حسابی
تا لوح وجود از رقم زهد نشویم ۶
گفتی دل گم گشته کمال از چه نجونیه
چون بافتمش بر سر کوی تو چه جویم ۷
چون نیست ز لطفش خبری یک سر مویم ۱
آن به که نگویم به کس این راز نهانی
تا خلق ندانند که من عاشق اویم ۲
تا زلف چو چوگان توام می برد از راه
زآن رو من سرگشته ندانم که چه گویم ۳
جز بر گل رویت نشود دیده من باز
صد بار چو نرگس اگر از خاک برویم ۴
با آنکه دل از دست برون شد به تمامی
بیرون نشد از دل هوس روی نکویم ۵
در دفتر عشاق نیایم به حسابی
تا لوح وجود از رقم زهد نشویم ۶
گفتی دل گم گشته کمال از چه نجونیه
چون بافتمش بر سر کوی تو چه جویم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۶ - نیست جز غم بینو خوردن دیگرم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۸ - هر شبی تا به سحر دست دعا بگشایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.