هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلتنگی سخن میگوید. او از صبر ناپذیر دلش مینالد و از دیدار معشوق آرزو میکند. با اشاره به مفاهیمی مانند ماه، آینه، وضو و سجده، عشق خود را به تصویر میکشد و از فرصتهای از دست رفته اظهار نگرانی میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۵۰ - دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردن
دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردن
ولی گر اینچنین باشد نشاید عیب او کردن ۱
به شبگردی بر آمد نام من چون ماه در کویش
شبی از روزنش ناچار خواهم سر فرو کردن ۲
به حسن آئینه می گوید که هستم چون به رویش
من آن رو سخت را با دوست خواهم روبرو کردن ۳
اگر چون فرصتی داری منه یک لحظه جام از کف
که خواهد کوزه گر روزی ز خاک ما سبو کردن ۴
به خون دل وضو سازم برآرم رو به ابرویش
که در محراب دلها سجده نتوان بی وضو کردن ۵
ولی گر اینچنین باشد نشاید عیب او کردن ۱
به شبگردی بر آمد نام من چون ماه در کویش
شبی از روزنش ناچار خواهم سر فرو کردن ۲
به حسن آئینه می گوید که هستم چون به رویش
من آن رو سخت را با دوست خواهم روبرو کردن ۳
اگر چون فرصتی داری منه یک لحظه جام از کف
که خواهد کوزه گر روزی ز خاک ما سبو کردن ۴
به خون دل وضو سازم برآرم رو به ابرویش
که در محراب دلها سجده نتوان بی وضو کردن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۹ - دل که میرفت ز خود چون نرود باز چنین
گوهر بعدی:شماره ۸۵۱ - دل من عاشق باریست که گفتن نتوان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.