هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و بازی‌های عاشقانه با معشوق سخن می‌گوید. او از فداکاری‌های خود در راه عشق و باخت‌های پی‌در‌پی می‌گوید و به زیبایی‌های معشوق و بازی‌های عشقی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

شماره ۸۸۶ - نیست بازی با رخ او عشق پنهان باختن

نیست بازی با رخ او عشق پنهان باختن
با چنان رخ غایبانه نیست آسان باختن ۱

جان بسی در باخت عاشق تا به آن رخ عشق باخت
پاکباز آمد مقامر از فراوان باختن ۲

تا بری از من به بازی جان و سر وآنگه روان
خواهم این شطرنج با تو تا به پایان باختن ۳

چون به لب بازی کتی در عشوه جان بازم منت
هرچه خواهد باخت باید با حریفان باختن ۴

در میان گریه با زلف تو چون بازم نظر
روز باران نیست گوئی وقت چوگان باختن ۵

دست بازی خوش بود که با تو گه با زلف تو
این میسر نیست الأ بر سر و جان باختن ۶

با دهانش پیش آن عارض نظر بازی کمال
چون نوان کانگشتری در روز نتوان باختن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۸۵ - په جویست آن روان در فر شیرین
گوهر بعدی:شماره ۸۸۷ - هر دمی با دگری ناز مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.