هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر به بیان احساس بندگی و عشق خود به معشوق میپردازد. او از جستوجوی معشوق، شرمندگی در برابرش، و از دست دادن دل به او سخن میگوید. شاعر همچنین به کمال معشوق و بندگی خود در برابر او اشاره میکند.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۹۰۸ - گفتا کئی تو من بنده تو
گفتا کئی تو من بنده تو
بیجرم از چشم افکنده تو ۱
گاهی ازین در گاهی از آن در
باری زهر در جوینده تو ۲
در جست و جویت ز آنم که باشد
جوینده تو با بنده تو ۳
گر پای امکان پیش است ما را
باشد درین ره پوینده تو ۴
گوی آن دهانرا باشد که ما را
سازد به بوسی شرمنده تو ۵
دل کز بر من گم شد تو داری
دانستم ای جان از خنده تو ۶
گفتی کمالت بهر چه گویند
آن رو که باشم من بنده تو ۷
بیجرم از چشم افکنده تو ۱
گاهی ازین در گاهی از آن در
باری زهر در جوینده تو ۲
در جست و جویت ز آنم که باشد
جوینده تو با بنده تو ۳
گر پای امکان پیش است ما را
باشد درین ره پوینده تو ۴
گوی آن دهانرا باشد که ما را
سازد به بوسی شرمنده تو ۵
دل کز بر من گم شد تو داری
دانستم ای جان از خنده تو ۶
گفتی کمالت بهر چه گویند
آن رو که باشم من بنده تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۷ - اگر مرا صد سر بود هر یک پر از سودای او
گوهر بعدی:شماره ۹۰۹ - گفتمش ماه پر است آن چهره گفتا پر مگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.