هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از جفاهای معشوق، دل‌بستگی به خال و زلف او، و ناامیدی از وعده‌های وفا نکرده می‌نالد. همچنین، تصاویری از طبیعت مانند بهار و گلستان برای توصیف احساساتش استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۹۲۹ - به ابروان تو زاهد چو چشم وا کرده

به ابروان تو زاهد چو چشم وا کرده
را به گوشه محراب ها دعا کرده ۱

خدنگ ناوک غم عضو عضو ما چندان
که باز کرد: به هم نیغ او جدا کرده ۲

بردن دل و دین خال را نشان داده
بغارت سر و جان زلف را رها کرده ۳

بترک جور و جفا وعدهها که داده مرا
وفا نکره و گره کرده هم جفا کرده ۴

رقیب قطع رحم کرد با سگ کویش
مرا بخویش بر آن در چو آشنا کرده ۵

نگاه دارم تا شب برای بوسیدن
بروز وصل بتان دست مرحبا کرده ۶

خیال قد لطیفت چو دیده سرو در آب
چه میل ها که به آن قد دلربا کرده ۷

بهار بیگل رویش چو ابر تیره کمال
بر آمده به گلستان و گریه ها کرده ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۲۸ - ای نبات قد سبزت شکرستان همه
گوهر بعدی:شماره ۹۳۰ - با تو در دل نبایدم رخ ماه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.