هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، بیانگر درد عشق، رنج حسادت، و ستایش معشوق است. شاعر از ظلم و فتنههای جهان شکایت میکند و عشق خود را پاک و بیریا میداند. همچنین، به مقایسههای زیبا و تصاویر شاعرانه مانند چنگ و مرغ اشاره میکند تا احساسات خود را به تصویر بکشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۵۸ - چرا جنییت شاهی بظلم تاخته ای
چرا جنییت شاهی بظلم تاخته ای
بقامت این علم فتنه بر فراخته ای ۱
بمهر تو ز زدم صافتر من بیدل
چو قلب نیست مرا از چه رو گداخته ای ۲
حسود را رگ جان همچو چنگ در نزع است
از آن نفس که چو نی خوشترم نواخته ای ۳
تو مرغ آن حرمی دانم ای رقیب و مرا
فغان زنست که بیهوده گو چر فاخته ای ۴
بگفتی از همه خوبان مراست روی نکو
بدت میاد که خود را تکو شناخته ای ۵
به آن دو طرف کج باز عشق چون بازیم
چنین که بازوی ما را به بند ساخته ای ۶
کمال فارد لعبه نظر نوئی کامروز
بدان دهان و میان غایبانه باخته ای ۷
بقامت این علم فتنه بر فراخته ای ۱
بمهر تو ز زدم صافتر من بیدل
چو قلب نیست مرا از چه رو گداخته ای ۲
حسود را رگ جان همچو چنگ در نزع است
از آن نفس که چو نی خوشترم نواخته ای ۳
تو مرغ آن حرمی دانم ای رقیب و مرا
فغان زنست که بیهوده گو چر فاخته ای ۴
بگفتی از همه خوبان مراست روی نکو
بدت میاد که خود را تکو شناخته ای ۵
به آن دو طرف کج باز عشق چون بازیم
چنین که بازوی ما را به بند ساخته ای ۶
کمال فارد لعبه نظر نوئی کامروز
بدان دهان و میان غایبانه باخته ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۷ - تا برخسار مه از غالیه چوگان زده ای
گوهر بعدی:شماره ۹۵۹ - گر همه وقتی همه دلخون نه ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.