هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. در آن از زیباییهای معشوق، تأثیر حضور او بر زندگی شاعر، و دردهای عشق و هجران سخن گفته شده است. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و از رنجهایی که به خاطر عشق متحمل شده است، مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۹۸۳ - بازم از طلعت خود دیده منور کردی
بازم از طلعت خود دیده منور کردی
مجلس من بسر زلف معطر کردی ۱
بر سر کشته هجران گذری از سر مهر
خیر مقدم قدم آوردی و در خور کردی ۲
به مقابل نبود . با تو مگر دیدی روی
که بر آئینه رخ خویش برابر کردی ۳
ملک دلها غم روی تو به تاراج ببرد
تا برو مملکت حسن مقرر کردی ۴
گرچه کردی به ننم نسبت آن موی میان
بنگرش کز غم این ننگه چه لاغر کردی ۵
داد خواهان بسر آن خاک قدم کردم گفت
داد خود بافتی این خاک چو بر سر کردی ۶
یاد می دادکه آزار دل ریش کمال
گفته بودی نکنم دیگر و دیگر کردی ۷
مجلس من بسر زلف معطر کردی ۱
بر سر کشته هجران گذری از سر مهر
خیر مقدم قدم آوردی و در خور کردی ۲
به مقابل نبود . با تو مگر دیدی روی
که بر آئینه رخ خویش برابر کردی ۳
ملک دلها غم روی تو به تاراج ببرد
تا برو مملکت حسن مقرر کردی ۴
گرچه کردی به ننم نسبت آن موی میان
بنگرش کز غم این ننگه چه لاغر کردی ۵
داد خواهان بسر آن خاک قدم کردم گفت
داد خود بافتی این خاک چو بر سر کردی ۶
یاد می دادکه آزار دل ریش کمال
گفته بودی نکنم دیگر و دیگر کردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۲ - باز دست از جانفشانان بر فشاندی
گوهر بعدی:شماره ۹۸۴ - با مسکنت و عجز و ضعیفی وفقیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.