هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد و رنج عشق سخن میگوید و تأکید میکند که تنها عاشقان واقعی که درد عشق را چشیدهاند، میتوانند آهی مؤثر برآورند. شاعر از بیدردی و بیتوجهی برخی عاشقان انتقاد میکند و بر اهمیت اشک و فداکاری در راه عشق تأکید دارد. همچنین، اشارهای به گذرا بودن غم و ظهور دردهای جدید دارد و در پایان، از شناخت حق و ادای آن سخن میگوید.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اخلاقی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۰۴ - نو درد نداری و رخ زرد نداری
نو درد نداری و رخ زرد نداری
ای عاشق بیدرد چه نالی و چه زاری ۱
دلها برد آن آه که از درد برآرند
فریاد ز آهی که نور بیدرد برآری ۲
رخساره بخون مژه بنگار دم نقد
کز اشک فشان عاشق رخسار نگاری ۳
غم روند و محنت دمد و درد برآید
بر خاک شهیدان غمش هر چه بکاری ۴
دیدی که چه غمهاست نرا بر دل ازین بار
ای دبدن غمدیده چرا اشک نباری ۵
تا چند بگردن بری این سر که حق اوست
آن به که بری بر درش این حق بپاری ۶
سر چیست کمال از تو اگر می طلبد بار
گر دیده روشن طلید در نظر آری ۷
ای عاشق بیدرد چه نالی و چه زاری ۱
دلها برد آن آه که از درد برآرند
فریاد ز آهی که نور بیدرد برآری ۲
رخساره بخون مژه بنگار دم نقد
کز اشک فشان عاشق رخسار نگاری ۳
غم روند و محنت دمد و درد برآید
بر خاک شهیدان غمش هر چه بکاری ۴
دیدی که چه غمهاست نرا بر دل ازین بار
ای دبدن غمدیده چرا اشک نباری ۵
تا چند بگردن بری این سر که حق اوست
آن به که بری بر درش این حق بپاری ۶
سر چیست کمال از تو اگر می طلبد بار
گر دیده روشن طلید در نظر آری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۳ - تو چشم آنکه حق بینی نداری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۵ - تو سروی و گل خندان همانکه میدانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.