هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج شاعر از بیوفایی و ناسپاسی معشوق است. شاعر از این که تمام وجودش را فدای معشوق کرده اما در مقابل حتی یک لحظه توجه دریافت نکرده، شکایت دارد. او از سوزش درونی خود میگوید و این که معشوق با رفتارش او را آزار داده است. همچنین، شاعر به مقایسهای بین عظمت عشق خود و کوچکی توجه معشوق میپردازد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و درد عشق یکطرفه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۰۰۹ - چو تو دشمن از دوست نشناختی
چو تو دشمن از دوست نشناختی
مرا سوختی و به او ساختی ۱
پرداختم از دو عالم به تو
تو یک لحظه با من نپرداختی ۲
چه شکر از لب چون شکرگویمت
که چون نی بوسیم ننواختی ۳
ز پا تا سرم رشته جان بسوخت
چو شمعم ز سر از چه بگداختی ۴
بشاهی نشستی بملک درون
علمی ز آتش دل برافراختی ۵
راه و رسم من بود صبر و قرار
تو آن رسم ها را برانداختی ۶
نظر باختی با رخ او کمال
دو عالم ببر چون نکو باختی ۷
مرا سوختی و به او ساختی ۱
پرداختم از دو عالم به تو
تو یک لحظه با من نپرداختی ۲
چه شکر از لب چون شکرگویمت
که چون نی بوسیم ننواختی ۳
ز پا تا سرم رشته جان بسوخت
چو شمعم ز سر از چه بگداختی ۴
بشاهی نشستی بملک درون
علمی ز آتش دل برافراختی ۵
راه و رسم من بود صبر و قرار
تو آن رسم ها را برانداختی ۶
نظر باختی با رخ او کمال
دو عالم ببر چون نکو باختی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۸ - چشم شوخ و دل سنگین بر سیمین داری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۰ - چو گل به لطف نو زد ان نازک اندامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.