هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد دوری از معشوق و صبر در برابر این جدایی است. شاعر با اشاره به فرهاد و شیرین، عشق خود را به تصویر میکشد و اظهار میکند که با وجود دوری، دل به سنگدلی نمیسپارد. همچنین، او از محبوب خود به عنوان نور یاد میکند و دیگران را در مقایسه با او ناقص میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و صبر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۵۱ - گر تو دل ما سوختی از آتش دوری
گر تو دل ما سوختی از آتش دوری
ما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوری ۱
هرچند که دور از تو چو فرهاد فتادیم
چون سنگ دلان دل ننهادیم بدوری ۲
دانم نخوری غم ز هلاک من رنجور
در ماتم بلبل ننشیند گل سوری ۳
تا با توام از روضه نیندیشم و از حور
هرجا نونی آن روضه خلدست و تو حوری ۴
صوفی اگرت روی در آن غمزه و ابروست
پیوسته به محرابی و در عین حضوری ۵
خوبان که به چشم همه محبوب نمایند
ایشان همه چشمند که بینند و تو نوری ۶
گر بی تو صبور است کمال این گنهی نیست
این نکته ضروریست که صبرست ضروری ۷
ما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوری ۱
هرچند که دور از تو چو فرهاد فتادیم
چون سنگ دلان دل ننهادیم بدوری ۲
دانم نخوری غم ز هلاک من رنجور
در ماتم بلبل ننشیند گل سوری ۳
تا با توام از روضه نیندیشم و از حور
هرجا نونی آن روضه خلدست و تو حوری ۴
صوفی اگرت روی در آن غمزه و ابروست
پیوسته به محرابی و در عین حضوری ۵
خوبان که به چشم همه محبوب نمایند
ایشان همه چشمند که بینند و تو نوری ۶
گر بی تو صبور است کمال این گنهی نیست
این نکته ضروریست که صبرست ضروری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۰ - گر به من یار شوی ور نشوی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۲ - گر زلف خود به فتنه و شوخی رها کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.