هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که درد و رنج عشق را بیان میکند. شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و از دلسوختگی و رنجهای روحی خود مینالد. او به دنبال مرهمی برای دردهایش است و از بیچارهگی دل خود شکایت میکند. همچنین، اشارهای به عشق الهی و فنا در معشوق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج روحی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۷۶ - هر لحظه بما از نو رسد تحفة دردی
هر لحظه بما از نو رسد تحفة دردی
اگر این نبدی عاشق درویش چه خوردی ۱
دل چاره درد تو به این کرد که خون شد
این چاره نبودی دل بیچاره چه کردی ۲
میسوخت سراپای وجودم ز دل گرم
گرمی نزدم هر دم ازین غم دم سردی ۳
حوران کفن من همه در روی بمالند
با خاک لحد گر برم از کوی تو گردی ۴
عاشق بشه فرد یگانه ننشیند
گر نیست چو فرزین ز دو عالم شده فردی ۵
کو بار سبک روح که بهر دل مجروح
سازیم ز خاک قدمش مرهم دردی ۶
تا چند کمال این همه درمان طلبیدنه
رنجی بر و دردی طلاب از باطن مردی ۷
اگر این نبدی عاشق درویش چه خوردی ۱
دل چاره درد تو به این کرد که خون شد
این چاره نبودی دل بیچاره چه کردی ۲
میسوخت سراپای وجودم ز دل گرم
گرمی نزدم هر دم ازین غم دم سردی ۳
حوران کفن من همه در روی بمالند
با خاک لحد گر برم از کوی تو گردی ۴
عاشق بشه فرد یگانه ننشیند
گر نیست چو فرزین ز دو عالم شده فردی ۵
کو بار سبک روح که بهر دل مجروح
سازیم ز خاک قدمش مرهم دردی ۶
تا چند کمال این همه درمان طلبیدنه
رنجی بر و دردی طلاب از باطن مردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۵ - هر لحظه به غمزه دل ریشم چه خراشی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۷ - هر لحظه غمزه ها به جفا نیز می کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.