هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، ستایشی از معشوق است که با توصیف زیباییها و جذابیتهای او همراه است. شاعر معشوق را همچون سلطان و خورشید میستاید و عشق به او را بالاتر از هر چیزی میداند. همچنین، اشاراتی به مستی و عشق بیپایان دارد و تأکید میکند که عشق واقعی نیازمند فداکاری و از خودگذشتگی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق بیقید و شرط نیازمند سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح است.
شماره ۳۰ - تو سلطانی و خورشیدت غلام است
تو سلطانی و خورشیدت غلام است
نظر جز بر چنین صورت حرام است ۱
ورای حسن در روی تو چیزی ست
نمیداند کسی کان را چه نام است ۲
اگر جان را بهشتی در جهان هست
تویی از نیکوان دیگر کدام است ۳
به زیر لب سلامی کرده ای دوش
همه منزل سلام اندر سلام است ۴
که باشم من که همراز تو باشم
کلامی زان لبت ما را تمام است ۵
چه می خورده ست چشم نیم مستش
که او را خواب مستی بر دوام است ۶
اگر عاشق به ترک سر نگوید
هنوز اندر سرش سودای خام است ۷
بماند سال ها چون جان نماند
تمنایی که در جان همام است ۸
نظر جز بر چنین صورت حرام است ۱
ورای حسن در روی تو چیزی ست
نمیداند کسی کان را چه نام است ۲
اگر جان را بهشتی در جهان هست
تویی از نیکوان دیگر کدام است ۳
به زیر لب سلامی کرده ای دوش
همه منزل سلام اندر سلام است ۴
که باشم من که همراز تو باشم
کلامی زان لبت ما را تمام است ۵
چه می خورده ست چشم نیم مستش
که او را خواب مستی بر دوام است ۶
اگر عاشق به ترک سر نگوید
هنوز اندر سرش سودای خام است ۷
بماند سال ها چون جان نماند
تمنایی که در جان همام است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - یار ما محمل نشین و ساربان مستعجل است
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - به شب ماهی میان کاروان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.