هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق ناکام و دلسوخته سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و رنجهای عاشقانه مینالد و تأکید میکند که هیچکس مانند او عاشق و وفادار نیست. همچنین، او از ناامیدی و ضعف خود در زندگی میگوید و آرزوی بازگشت معشوق را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و درد دلسوختگی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۳ - از سوز دل مات همانا خبری نیست
از سوز دل مات همانا خبری نیست
کاین ناله شب های مرا خود سحری نیست ۱
هستند تو را عاشق بسیار و لیکن
دل سوخته در عشق تو چون من دگری نیست ۲
از بهر دوای دل پر درد ضعیفم
شیرین تر از آن لب به جهان گلشکری نیست ۳
تا چشم خوش شوخ توام در نظر آمد
از چشم تو مقصود مرا جز نظری نیست ۴
ای بی سیبی رفته به خشم از من مسکین
باز آی که در تن ز حیاتم اثری نیست ۵
گویند رفیقان که برو بار دگر گیر
مشکل همه این است که چون اودگری نیست ۶
خون شد جگر خسته همام از غم عشقت
و اکنون به غذا خوردن او جز جگری نیست ۷
کاین ناله شب های مرا خود سحری نیست ۱
هستند تو را عاشق بسیار و لیکن
دل سوخته در عشق تو چون من دگری نیست ۲
از بهر دوای دل پر درد ضعیفم
شیرین تر از آن لب به جهان گلشکری نیست ۳
تا چشم خوش شوخ توام در نظر آمد
از چشم تو مقصود مرا جز نظری نیست ۴
ای بی سیبی رفته به خشم از من مسکین
باز آی که در تن ز حیاتم اثری نیست ۵
گویند رفیقان که برو بار دگر گیر
مشکل همه این است که چون اودگری نیست ۶
خون شد جگر خسته همام از غم عشقت
و اکنون به غذا خوردن او جز جگری نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - ز جانان مهر و از ماجانفشانی ست
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - فتنه از بالای تو بالا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.