هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او معشوق را بینظیر و برتر از همه زیباییهای طبیعت مانند گل میداند و از درد فراق و نبود درمان جز دیدار معشوق شکایت میکند. شاعر از معشوق میخواهد که دیگر او را سرگردان نکند و به او رحم کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۳ - مگر سنگین دل است و جان ندارد
مگر سنگین دل است و جان ندارد
هر آن کس کاو چو تو جا نان ندارد ۱
مبادا زنده در عالم دلی کاو
به زلف کافرت ایمان ندارد ۲
مسلمانان مرا دردی ست در دل
کد جز دیدار او درمان ندارد ۳
گل ارچه شاهد و رعناست لیکن
به پیش روی خوبت آن ندارد ۴
چه نسبت می کنم گل را به رویت
که گل جز هفتدایی دوران ندارد ۵
گلستان و گلت در پای میراد
که تو جان داری و گل جان ندارد ۶
برو ای باد و با زلفش بگو تا
مرا زین بیش سرگردان ندارد ۷
همام خسته را چندین مر نجان
گنه دل کرد وی تاوان ندارد ۸
هر آن کس کاو چو تو جا نان ندارد ۱
مبادا زنده در عالم دلی کاو
به زلف کافرت ایمان ندارد ۲
مسلمانان مرا دردی ست در دل
کد جز دیدار او درمان ندارد ۳
گل ارچه شاهد و رعناست لیکن
به پیش روی خوبت آن ندارد ۴
چه نسبت می کنم گل را به رویت
که گل جز هفتدایی دوران ندارد ۵
گلستان و گلت در پای میراد
که تو جان داری و گل جان ندارد ۶
برو ای باد و با زلفش بگو تا
مرا زین بیش سرگردان ندارد ۷
همام خسته را چندین مر نجان
گنه دل کرد وی تاوان ندارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - هر گاو سر تو دارد پروای سر ندارد
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - سلطان جان ز عالم علوی نگاه کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.