هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، دربارهی عشق و دلدادگی به معشوق و توصیف زیباییهای اوست. شاعر از بیخبری مستی و عاشقی میگوید که در پی معشوق، از خود بیخبر شده و سر در خاک آستان او گذاشته است. همچنین، تأکید میکند که عشق حقیقی نیازمند صداقت و بخشش است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۵۲ - هر گاو سر تو دارد پروای سر ندارد
هر گاو سر تو دارد پروای سر ندارد
مست تو تا قیامت از خود خبر ندارد ۱
هر عاشقی که جانش بویت شنیده باشد
سر بی نسیم زلفت از خاک بر ندارد ۲
تر دامن است هر کاو لافی زند ز عشقت
وان گه دو چشم خود را پیوسته تر ندارد ۳
آنجا که حاضر آید آن شکل و آن شمایل
گر بنگرد به غیری چشمم نظر ندارد ۴
سر تا قدم چو جانی ای آب زندگانی
کاین حسن و این لطافت هرگز بشر ندارد ۵
سرهای عاشقانت بر خاک آستانت
چندان بود که آنجا کس رهگذر ندارد ۶
هر یک به جست وجویی میلی کند
جانم ز منزل تو عزم سفر ندارد ۷
به سویی وصفت چنان که باید دایم همام گوید
هر کان گهر نبخشد هر نی شکر ندارد ۸
مست تو تا قیامت از خود خبر ندارد ۱
هر عاشقی که جانش بویت شنیده باشد
سر بی نسیم زلفت از خاک بر ندارد ۲
تر دامن است هر کاو لافی زند ز عشقت
وان گه دو چشم خود را پیوسته تر ندارد ۳
آنجا که حاضر آید آن شکل و آن شمایل
گر بنگرد به غیری چشمم نظر ندارد ۴
سر تا قدم چو جانی ای آب زندگانی
کاین حسن و این لطافت هرگز بشر ندارد ۵
سرهای عاشقانت بر خاک آستانت
چندان بود که آنجا کس رهگذر ندارد ۶
هر یک به جست وجویی میلی کند
جانم ز منزل تو عزم سفر ندارد ۷
به سویی وصفت چنان که باید دایم همام گوید
هر کان گهر نبخشد هر نی شکر ندارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - دلم شکست بدان زلف های پر شکنش
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - مگر سنگین دل است و جان ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.