هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیباییهای معشوق و تأثیرات روحبخش او بر طبیعت و زندگی میپردازد. شاعر از دیدار معشوق به عنوان بهشت یاد میکند و تأکید میکند که تنها دیدن او ارزش باز کردن چشمها را دارد. همچنین، او از گذشت زمان و از دست دادن جوانی بدون معشوق اظهار تأسف میکند، اما به لطف زیبایی معشوق امیدوار است که روزگار جوانی بازگردد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۲ - بهشت روی تو را پاک دیده یی باید
بهشت روی تو را پاک دیده یی باید
که جز به دیدن روی تو دیده نگشاید ۱
به آب چشم دهم غسل نور بینایی
نظر به چشمهٔ خورشید اگر بیالاید ۲
سپیده دم به هوای بهار هر روزی
به شبنم سحری روی گل بیاراید ۳
که تا به روی تو ماند مگر نمی داند
که غیر حسن و طراوت ملاحتی باید ۴
به خاک کوی تو چون بگذرد نسیم بهار
حیات بخشی و بوی خوشش بیفزاید ۵
دریغ عهد جوانی که بی تو رفت از دست
کجاست تا به چنین صحبتی بیاساید ۶
ولی به دولت حسنت امید می دارم
که روزگار جوانی به فرق باز آید ۷
به بخت گفتم با ما موافقت نکنی
جواب داد که گر دوست لطف فرماید ۸
اگر زند نفسی بی حکایت تو همام
نه از حساب سخن دان که باد پیماید ۹
که جز به دیدن روی تو دیده نگشاید ۱
به آب چشم دهم غسل نور بینایی
نظر به چشمهٔ خورشید اگر بیالاید ۲
سپیده دم به هوای بهار هر روزی
به شبنم سحری روی گل بیاراید ۳
که تا به روی تو ماند مگر نمی داند
که غیر حسن و طراوت ملاحتی باید ۴
به خاک کوی تو چون بگذرد نسیم بهار
حیات بخشی و بوی خوشش بیفزاید ۵
دریغ عهد جوانی که بی تو رفت از دست
کجاست تا به چنین صحبتی بیاساید ۶
ولی به دولت حسنت امید می دارم
که روزگار جوانی به فرق باز آید ۷
به بخت گفتم با ما موافقت نکنی
جواب داد که گر دوست لطف فرماید ۸
اگر زند نفسی بی حکایت تو همام
نه از حساب سخن دان که باد پیماید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - بیا دمی بنشین تا دلم بیاساید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.