هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق مینالد و از غم و اندوه ناشی از آن سخن میگوید. او از زلف معشوق به عنوان زنجیری یاد میکند که او را اسیر کرده است. شاعر تمام شب را به فکر معشوق میگذراند و حتی در خواب نیز آرزوی دیدار او را دارد. او از ناتوانی خود در بیان کامل احساساتش میگوید و آرزو میکند که بتواند در خلوت با معشوق سخن بگوید. در پایان، شاعر به امیدواری اندک خود اشاره میکند و میپرسد اگر امیدی به وصال باشد، چرا باید در صبر کردن تقصیری داشته باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۴۴ - تاکی آخر ز غمت ناله شبگیر کنم
تاکی آخر ز غمت ناله شبگیر کنم
سوختم از غم عشق تو چه تدبیر کنم ۱
هست زلف تو چو زنجیر من از راه جنون
خویشتن بسته آن زلف چو زنجیر کنم ۲
در پس پرده اندیشه معبد کردار
همه شب نقش خیالات تو تصویر کنم ۳
گر پریشانی زلف تو ببینم در خواب
ساده دل وار همه نقش تو تعبیر کنم ۴
ماجرای غم عشق تو چنان نیست که من
بر زبان قلم سر زده تحریر کنم ۵
یک دل از مهر تو با سر سخنان دارم لیک
فرصتی نیست که در پیش تو تقریر کنم ۶
ای خوش آن لحظه که پوشیده به پیش اغیار
به نظر با تو سخن گویم و توفیر کنم ۷
گفتی از صبر به مقصود رسی همچو همام
دل چو با من نبود صبر به تزویر کنم ۸
گر بدانم که مرا از تو امیدی باشد
پس من دل شده در صبر چه تقصیر کنم ۹
سوختم از غم عشق تو چه تدبیر کنم ۱
هست زلف تو چو زنجیر من از راه جنون
خویشتن بسته آن زلف چو زنجیر کنم ۲
در پس پرده اندیشه معبد کردار
همه شب نقش خیالات تو تصویر کنم ۳
گر پریشانی زلف تو ببینم در خواب
ساده دل وار همه نقش تو تعبیر کنم ۴
ماجرای غم عشق تو چنان نیست که من
بر زبان قلم سر زده تحریر کنم ۵
یک دل از مهر تو با سر سخنان دارم لیک
فرصتی نیست که در پیش تو تقریر کنم ۶
ای خوش آن لحظه که پوشیده به پیش اغیار
به نظر با تو سخن گویم و توفیر کنم ۷
گفتی از صبر به مقصود رسی همچو همام
دل چو با من نبود صبر به تزویر کنم ۸
گر بدانم که مرا از تو امیدی باشد
پس من دل شده در صبر چه تقصیر کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - عنبرین است به ذکر تو نفسها که زنم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - مرا چو سرو نو باید به بوستان چه کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.