هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که از باد صبا میخواهد اخباری از معشوقش را به او برساند. شاعر از باد میخواهد که از زیباییهای معشوق، مانند زلفهای گرهدار و چشمان فریبندهاش بگوید و همچنین وعدههای دیدار را به او یادآوری کند. شاعر با اشتیاق فراوان از باد میخواهد که بارها و بارها از معشوق بگوید و حتی به دیگر عناصر طبیعت مانند گل و سرو نیز از زیباییهای معشوق سخن بگوید تا آنها نیز تحت تأثیر قرار گیرند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۷۵ - ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو
ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو
عاشقان محرم راز ند نه اغیار بگو ۱
هم تو داری خبر از زلف گره بر گرهش
پیش ما قصه دل های گرفتار بگو ۲
شرح غارتگری زلف دلاویز بکن
وصف خونریزی آن نرگس عیار بگو ۳
همه از فتنه و آشوب نخواهم پر سید
نکته یی زان لب شیرین شکر بار بگو ۴
گوش را چون که ز پیغام نصیبی دادی
کی بود چشم مرا وعدهٔ دیدار بگو ۵
چون حکایت کنی از دوست من از غایت شوق
با تو صد بار بگویم که دگر بار بگو ۶
تا که از شرم گل از غنچه نباید بیرون
صفت روی دلارام به گلزار بگو ۷
تا دگر سرو ننازد به خرامیدن خویش
سخنی با وی ازان قامت و رفتار بگو ۸
ای صبا بنده نوازی کن و احوال همام
وقت فرصت همه در بندگی بار بگو ۹
عاشقان محرم راز ند نه اغیار بگو ۱
هم تو داری خبر از زلف گره بر گرهش
پیش ما قصه دل های گرفتار بگو ۲
شرح غارتگری زلف دلاویز بکن
وصف خونریزی آن نرگس عیار بگو ۳
همه از فتنه و آشوب نخواهم پر سید
نکته یی زان لب شیرین شکر بار بگو ۴
گوش را چون که ز پیغام نصیبی دادی
کی بود چشم مرا وعدهٔ دیدار بگو ۵
چون حکایت کنی از دوست من از غایت شوق
با تو صد بار بگویم که دگر بار بگو ۶
تا که از شرم گل از غنچه نباید بیرون
صفت روی دلارام به گلزار بگو ۷
تا دگر سرو ننازد به خرامیدن خویش
سخنی با وی ازان قامت و رفتار بگو ۸
ای صبا بنده نوازی کن و احوال همام
وقت فرصت همه در بندگی بار بگو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - پاک چشمانند مرد روی تو
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - می آمد و خلق شهر در پی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.