هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و هجران سخن میگوید و از رؤیای دیدار معشوق در شب مینالد. او از غم هجران و ترس از رقیبان میگوید و آرزوی وصال را بیان میکند. در پایان، شاعر به گفتوگویی خیالی با معشوق اشاره میکند که در آن معشوق او را به خوشباشی دعوت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته در شعر نیاز به درک ادبی و عاطفی بالاتری دارند.
شماره ۱۸۷ - شب دوشینه خیالت به عیادت سحری
شب دوشینه خیالت به عیادت سحری
ترسم آن لحظه که از خواب در آیی گویی ۱
از غم تیره شب و محنت هجران چونی
بر بالین من آمد که فالان هان خبری ۲
دادمی کام تو گر بیم رقیبم نبدی
ود که مردی ز غم عشق چو من عشوه گری ۳
سوز و میساز که تا کام بیا بی ز لبم
که مبادا ز رقیبان به جهان در اثری ۴
مېرمن ورز که در روی زمین نیست چو من
تا در آتش نشود عود نیابی شکری ۵
کمر بندگیم گر ز میان بگشایی
شکری جان شکری عشوه گری خوش پسری ۶
نیم شب واله و سرمست در آیم ز درت
در شب وصل بیندم ز دو زلفت کمری ۷
چون شنیدم سخنش گفتم ای جان همام
خواب مستی کنم اندر بر تو تا سحری ۸
گفت خوش باش فلان گرچه خیال است خوش است
این خیالیست که دارد به سوی من نظری ۹
ترسم آن لحظه که از خواب در آیی گویی ۱
از غم تیره شب و محنت هجران چونی
بر بالین من آمد که فالان هان خبری ۲
دادمی کام تو گر بیم رقیبم نبدی
ود که مردی ز غم عشق چو من عشوه گری ۳
سوز و میساز که تا کام بیا بی ز لبم
که مبادا ز رقیبان به جهان در اثری ۴
مېرمن ورز که در روی زمین نیست چو من
تا در آتش نشود عود نیابی شکری ۵
کمر بندگیم گر ز میان بگشایی
شکری جان شکری عشوه گری خوش پسری ۶
نیم شب واله و سرمست در آیم ز درت
در شب وصل بیندم ز دو زلفت کمری ۷
چون شنیدم سخنش گفتم ای جان همام
خواب مستی کنم اندر بر تو تا سحری ۸
گفت خوش باش فلان گرچه خیال است خوش است
این خیالیست که دارد به سوی من نظری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - ای باد نو بهاری بوی بهشت داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.