هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی، شاعر ایرانی، بیانگر درد جدایی، عشق و نیاز به آشنایی است. شاعر خود را مانند پروانهای میداند که به چراغ آشنایی نیاز دارد. او از تهیدستی و بینوایی میگوید و از ساقی میخواهد با برق باده، شام تاریک او را روشن کند. همچنین، شعر به خطرات اندیشههای باریکبین و خطاهای ناخواسته اشاره دارد. در پایان، شاعر به یاد معشوق، از حزن خود میگوید و اینکه حتی شمشاد نیز رسم خودنمایی را فراموش میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مصرف باده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۰۹ - مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
چو من پروانه ای باید چراغ آشنایی را ۱
تهیدستیم ساقی، همّتی در کار می باید
ز برق باده روشن ساز، شام بی نوایی را ۲
خطر اندیشه باریک بینان درکمین دارد
خطا هرگز نمی تابد عنان، تیر هوایی را ۳
رسانم حرمت میخانه تا جاییکه تعظیمش
به خاک پای خم مالد، جبین پارسایی را ۴
به یاد قامت او گر چنین بالد حزین آهم
فرامش می کند شمشاد، رسم خودنمایی را ۵
چو من پروانه ای باید چراغ آشنایی را ۱
تهیدستیم ساقی، همّتی در کار می باید
ز برق باده روشن ساز، شام بی نوایی را ۲
خطر اندیشه باریک بینان درکمین دارد
خطا هرگز نمی تابد عنان، تیر هوایی را ۳
رسانم حرمت میخانه تا جاییکه تعظیمش
به خاک پای خم مالد، جبین پارسایی را ۴
به یاد قامت او گر چنین بالد حزین آهم
فرامش می کند شمشاد، رسم خودنمایی را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.