هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، تنهایی و ناامیدی است. شاعر از عشق به معشوق، زندان تنگ زندگی، رسوایی در محشر، آتش بلا، شب تاریک بخت و گریزان بودن از سایه خود سخن میگوید. همچنین، از بخل فلک و احساس زنده به گور بودن شکایت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، رنج، ناامیدی و تنهایی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'رسوایی در محشر' و 'زنده به گور بودن' نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۱۷ - در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
یوسفی هست درین گوشهٔ زندان ما را ۱
صبح رسوایی ما دامن محشر دارد
ندهد تن به رفو، چاک گریبان ما را ۲
جلوهٔ حسن تو چون می به رگ و ریشه دوید
آتش این برق بلا، زد به نیستان ما را ۳
زلف مشکین و شب بخت به هم ساخته اند
تا نشانند به این روز پریشان ما را ۴
نشود باز، که زندانی آباد شویم
به کجا می بری ای خضر بیابان ما را؟ ۵
بس که رنجیده دل، از مردمِ مردم مانند
وحشت از سایه خود کرده گریزان ما را ۶
سرفرازیم ز بخل فلک سفله حزین
زنده در گور کند، منت احسان ما را ۷
یوسفی هست درین گوشهٔ زندان ما را ۱
صبح رسوایی ما دامن محشر دارد
ندهد تن به رفو، چاک گریبان ما را ۲
جلوهٔ حسن تو چون می به رگ و ریشه دوید
آتش این برق بلا، زد به نیستان ما را ۳
زلف مشکین و شب بخت به هم ساخته اند
تا نشانند به این روز پریشان ما را ۴
نشود باز، که زندانی آباد شویم
به کجا می بری ای خضر بیابان ما را؟ ۵
بس که رنجیده دل، از مردمِ مردم مانند
وحشت از سایه خود کرده گریزان ما را ۶
سرفرازیم ز بخل فلک سفله حزین
زنده در گور کند، منت احسان ما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.