خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از شنیدن صدای بلبل در قفس و رنج‌هایش متأثر شده و به بی‌عدالتی و دردهای جهان اشاره می‌کند. او از ناتوانی در ابراز درد و بی‌تأثیری فریادها می‌گوید و آرزوی صبر برای مظلومان دارد. همچنین، به زیبایی‌های طبیعت و نیاز روح به تسلی اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و بی‌عدالتی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۰ - شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را

شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
به سیل گریه دادم خانهٔ صبر و تحمّل را ۱

مدام از دوربینی مرغ زیرک در بلا باشد
شکنج دام می بیند، خم گیسوی سنبل را ۲

نه از دردی خبر دارد، نه فریادی اثر دارد
خدا صبری دهد خواری کشان کوی آن گل را ۳

سرت گردم، تهی مگذار جیب داغ ناسورم
به دامان نسیمی باز کن مشکینه کاکل را ۴

دماغ جان مخمور حزین را بویِ مِی باید
چو گل بر تربتش بگذار ساقی، ساغر مل را ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.