هوش مصنوعی:
این متن به توصیف عشق و محبت میپردازد که بهعنوان نیرویی سرکش، غیرقابل کنترل و پرتلاطم تصویر شده است. عشق در این شعر بهصورت پرشور، رسواکننده و درمانناپذیر توصیف شده و تأثیرات عمیق آن بر عاشق بیان میشود. همچنین، از بیپروایی عاشق در برابر دنیا و نام و ننگ سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۲۱ - شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
ساکن نتوان کردن، غوغای محبت را ۱
هنگامهٔ محشر را، برهم زند از مستی
آن دم که به حشر آرند، شیدای محبّت را ۲
درد دل عاشق را عیسی نکند چاره
درمان ندهد سودی، سودای محبت را ۳
گردی ز نمکدان لعل لب او باشد
شوری که به جوش آرد، دریای محبّت را ۴
از نام چه اندیشد، از ننگ چه پرهیزد
پروای جهان نبود، رسوای محبت را ۵
از همّت سرمستان، بردار حزین خضری
تنها نتوان رفتن، صحرای محبت را ۶
ساکن نتوان کردن، غوغای محبت را ۱
هنگامهٔ محشر را، برهم زند از مستی
آن دم که به حشر آرند، شیدای محبّت را ۲
درد دل عاشق را عیسی نکند چاره
درمان ندهد سودی، سودای محبت را ۳
گردی ز نمکدان لعل لب او باشد
شوری که به جوش آرد، دریای محبّت را ۴
از نام چه اندیشد، از ننگ چه پرهیزد
پروای جهان نبود، رسوای محبت را ۵
از همّت سرمستان، بردار حزین خضری
تنها نتوان رفتن، صحرای محبت را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - شهیدان تو را ای نونهال سرگرانیها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.