هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی، شاعر ایرانی، به بیان احساسات عاشقانه و دردهای روحی میپردازد. شاعر از عشق، شراب، و خرابات سخن میگوید و از ناصحان دوری میکند. او به از دست دادن دلها و گرمای عشق اشاره میکند و در نهایت به آرامش در دیدار معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشارههایی به شراب و خرابات دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۷۴ - یاری که غمی می برد از یاد، شراب است
یاری که غمی می برد از یاد، شراب است
خون گرمی اگر هست درین بزم، کباب است ۱
ناصح مدم افسون، که خراباتی عشقیم
این گوش، پر از زمزمهٔ چنگ و رباب است ۲
هر جا که دلی بود به معمورهٔ امکان
در عهد تو ای خانه برانداز، خراب است ۳
خاکستر دلها، همه بر باد فنا رفت
برق نگهت باز چرا گرم عتاب است؟ ۴
دیدار طلب باش که در دیدهٔ مردان
آسودگی هر دو جهان یک مژه خواب است ۵
در راه تو، چون گرد فشاندیم ز دامن
بی تابی و صبری که درنگ است و شتاب است ۶
گاهی شرر از دیده فرو ریزد و گه اشک
کز لعل می آلود تو، در آتش و آب است ۷
هنگامهٔ معشوق بود گرم ز عاشق
از آتش دلهاست که آن طرّه به تاب است ۸
از دلق می آلود مپرسید حزین را
کایام گل و جوش مل و عهد شباب است ۹
خون گرمی اگر هست درین بزم، کباب است ۱
ناصح مدم افسون، که خراباتی عشقیم
این گوش، پر از زمزمهٔ چنگ و رباب است ۲
هر جا که دلی بود به معمورهٔ امکان
در عهد تو ای خانه برانداز، خراب است ۳
خاکستر دلها، همه بر باد فنا رفت
برق نگهت باز چرا گرم عتاب است؟ ۴
دیدار طلب باش که در دیدهٔ مردان
آسودگی هر دو جهان یک مژه خواب است ۵
در راه تو، چون گرد فشاندیم ز دامن
بی تابی و صبری که درنگ است و شتاب است ۶
گاهی شرر از دیده فرو ریزد و گه اشک
کز لعل می آلود تو، در آتش و آب است ۷
هنگامهٔ معشوق بود گرم ز عاشق
از آتش دلهاست که آن طرّه به تاب است ۸
از دلق می آلود مپرسید حزین را
کایام گل و جوش مل و عهد شباب است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.