خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از عشق و وابستگی شدید خود میگوید و معتقد است که همهچیز در جهان به معشوق وابسته است. شاعر از زبان استعارهها و تصاویر زیبا برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۷۳ - از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست
از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست
صد نکته به یک خندهٔ پنهان تو بسته ست ۱
ما در چه شماریم که گردون سبک سیر
خود را به صف آبله پایان تو بسته ست؟ ۲
بشکاف دلم را که لبالب شده از خون
این عقده به یک جنبش مژگان تو بسته ست ۳
جزکیش تو، از ملت دیگرخبرم نیست
ایمان من ای عشق، به ایمان تو بسته ست ۴
حاصل نکند طوطی مست از شکرستان
طرفی که خط از پستهٔ خندان تو بسته ست ۵
جمعیت عالم همه آشفته نسازی
دلها به سر زلف پریشان تو بسته ست ۶
از لوح دلش محو نگردد چو سویدا
نقشی که حزین از خط ریحان تو بسته ست ۷
صد نکته به یک خندهٔ پنهان تو بسته ست ۱
ما در چه شماریم که گردون سبک سیر
خود را به صف آبله پایان تو بسته ست؟ ۲
بشکاف دلم را که لبالب شده از خون
این عقده به یک جنبش مژگان تو بسته ست ۳
جزکیش تو، از ملت دیگرخبرم نیست
ایمان من ای عشق، به ایمان تو بسته ست ۴
حاصل نکند طوطی مست از شکرستان
طرفی که خط از پستهٔ خندان تو بسته ست ۵
جمعیت عالم همه آشفته نسازی
دلها به سر زلف پریشان تو بسته ست ۶
از لوح دلش محو نگردد چو سویدا
نقشی که حزین از خط ریحان تو بسته ست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - لعلت حیات بخش دل و جان عاشق است
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - یاری که غمی می برد از یاد، شراب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.