خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از حزین لاهیجی، به زیبایی از نور عشق و مستی معنوی سخن میگوید. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند چراغ، کعبه، بتخانه، آفتاب و میخانه، به وحدت وجود و روشنایی حقیقت اشاره میکند. او تأکید میکند که عشق و بادهٔ معنوی، جهان را روشن میسازد و تنها کوران دل هستند که این نور را درک نمیکنند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده مانند 'بادهٔ معنوی' و 'وحدت وجود' برای درک نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی اشارات به مستی (هرچند معنوی) ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب تلقی شود.
شماره ۱۷۶ - عالم تمام از رخ جانانه روشن است
عالم تمام از رخ جانانه روشن است
از یک چراغ، کعبه و بتخانه روشن است ۱
چون آفتاب، نور می آفاق را گرفت
گر کور نیستی ره میخانه روشن است ۲
دارد رواق چشم ز خون دلم چراغ
تا باده هست، دیدهٔ پیمانه روشن است ۳
امروز نیست بادهٔ دوشینه ات نهان
بر عالمی ز دیدن مستانه روشن است ۴
از شمع آفتاب مثال سخن حزین
کلک سیاه روز تو را، خانه روشن است ۵
از یک چراغ، کعبه و بتخانه روشن است ۱
چون آفتاب، نور می آفاق را گرفت
گر کور نیستی ره میخانه روشن است ۲
دارد رواق چشم ز خون دلم چراغ
تا باده هست، دیدهٔ پیمانه روشن است ۳
امروز نیست بادهٔ دوشینه ات نهان
بر عالمی ز دیدن مستانه روشن است ۴
از شمع آفتاب مثال سخن حزین
کلک سیاه روز تو را، خانه روشن است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - احساس مبدل شد و محسوس همان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.