خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از درد فراق، بیوفایی معشوق و ناکامی در وصال مینالد. با این حال، یاد معشوق همچنان در دل او زنده است و انتظارش را میکشد.
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم بهکاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
شماره ۱۸۴ - تیغت به سرم خمار نگذاشت
تیغت به سرم خمار نگذاشت
حسرت به دل فگار نگذاشت ۱
ابر مژه در گهر نثاری
ما را ز تو شرمسار نگذاشت ۲
شادیم که گریه های مستی
بر خاطر ما غبار نگذاشت ۳
آن سبزهٔ خط و آن بناگوش
ناموس گل و بهار نگذاشت ۴
داغ دل خسته را به مرهم
آن طرهٔ مشک بار نگذاشت ۵
بر دوش و برم ردای تقوی
آن نرگس میگسار نگذاشت ۶
بر لوح دلم ز غیر نقشی
یاد تو به یادگار نگذاشت ۷
بیداد تغافلت مرا کشت
با خنجر غمزه، کار نگذاشت ۸
جان نذر وصال کرده بودم
هجران ستیزه کار نگذاشت ۹
سر بر قدمت نهاده بودم
افسوس که روزگار نگذاشت ۱۰
یادت دل و دیدهٔ حزین را
شرمندهٔ انتظار نگذاشت ۱۱
حسرت به دل فگار نگذاشت ۱
ابر مژه در گهر نثاری
ما را ز تو شرمسار نگذاشت ۲
شادیم که گریه های مستی
بر خاطر ما غبار نگذاشت ۳
آن سبزهٔ خط و آن بناگوش
ناموس گل و بهار نگذاشت ۴
داغ دل خسته را به مرهم
آن طرهٔ مشک بار نگذاشت ۵
بر دوش و برم ردای تقوی
آن نرگس میگسار نگذاشت ۶
بر لوح دلم ز غیر نقشی
یاد تو به یادگار نگذاشت ۷
بیداد تغافلت مرا کشت
با خنجر غمزه، کار نگذاشت ۸
جان نذر وصال کرده بودم
هجران ستیزه کار نگذاشت ۹
سر بر قدمت نهاده بودم
افسوس که روزگار نگذاشت ۱۰
یادت دل و دیدهٔ حزین را
شرمندهٔ انتظار نگذاشت ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.