هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، از درد عشق و رنجهای دل شکسته سخن میگوید. شاعر از چشمان معشوق، زلفهای او و تأثیرات دردناک عشق بر دل خود یاد میکند و از غم و اندوهی که بر او چیره شده، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۹۹ - هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت
هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت
الماس شد، از دیدهٔ داغ دل ما ریخت ۱
زلفت به مددکاری آن لب، نمکی چند
با مشک به هم کرد و به داغ دل ما ریخت ۲
دم سردی ایّام چها کرد به حالم
زین باد، شبیخون به چراغ دل ما ریخت ۳
جز در خم زلف تو کجا بود که امشب
خون از مژهٔ غم به سراغ دل ما ریخت؟ ۴
نخلی شد و بارش همه پیکان بلا گشت
هر تخم، که ناز تو به باغ دل ما ریخت ۵
این شعله حزین ، کز دو جهان دود برآورد
سودای که یارب، به دماغ دل ما ریخت؟ ۶
الماس شد، از دیدهٔ داغ دل ما ریخت ۱
زلفت به مددکاری آن لب، نمکی چند
با مشک به هم کرد و به داغ دل ما ریخت ۲
دم سردی ایّام چها کرد به حالم
زین باد، شبیخون به چراغ دل ما ریخت ۳
جز در خم زلف تو کجا بود که امشب
خون از مژهٔ غم به سراغ دل ما ریخت؟ ۴
نخلی شد و بارش همه پیکان بلا گشت
هر تخم، که ناز تو به باغ دل ما ریخت ۵
این شعله حزین ، کز دو جهان دود برآورد
سودای که یارب، به دماغ دل ما ریخت؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.