هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از گریههای بیثمر، آههای بیاثر، وعدههای ناکام و شبهای بیسحر مینالد. او از جستوجوی راهنما و درمانی برای دلهای شکسته میگوید، اما هیچ راه حلی پیدا نمیکند. در نهایت، از دست دادن دل و دین در نگاه اول و بیثمر بودن نگاهها سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۱۳ - نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
تا فلک آتش آه است و اثر پیدا نیست ۱
وعده دل را به دعاهای سحر میدادم
وه چه سازم که شب هجر، سحر پیدا نیست ۲
خط اگر بود، دلم پی به دهانش میبرد
خضر راه من تفسیده جگر پیدا نیست ۳
موشکافان جهان در تب و تابند تمام
در خم زلف تو آن موی کمر پیدا نیست ۴
دل و دین رفت در اوّل نگه از دست حزین
به کجا تا بکشد کار نظر، پیدا نیست ۵
تا فلک آتش آه است و اثر پیدا نیست ۱
وعده دل را به دعاهای سحر میدادم
وه چه سازم که شب هجر، سحر پیدا نیست ۲
خط اگر بود، دلم پی به دهانش میبرد
خضر راه من تفسیده جگر پیدا نیست ۳
موشکافان جهان در تب و تابند تمام
در خم زلف تو آن موی کمر پیدا نیست ۴
دل و دین رفت در اوّل نگه از دست حزین
به کجا تا بکشد کار نظر، پیدا نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - چشم صاحب نظران در پی دنیاست که نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.