هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر در برابر معشوق است که در آن لطف و قهر معشوق، دوری و نزدیکی، و رنج و شادی برای شاعر یکسان است. شاعر از درد فراق و جفای معشوق می‌نالد و تسلیم بودن خود را در برابر این عشق اعلام می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن‌ها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفا نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۲۳۸ - لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست

لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
دانه چون سوخت، بهاران و خزان هر دو یکی ست ۱

تا تو مهجوری من خواسته ای، در کامم
تلخی دوری و شیرینی جان هر دو یکی ست ۲

دل خراشانه لبم ناله عبث می سنجد
پلّه ی ناز تو و کوه گران هر دو یکی ست ۳

با جگر تشنگی تیغ شکار اندازت
خون صید حرم و آب روان هر دو یکی ست ۴

اشک گلگون نکند گر چمن آرایی من
چهره ی زرد من و برگ خزان هر دو یکی است ۵

پیش شمشیر جفایی که سر تسلیمم
سختی جان من و سنگ فسان هر دو یکی ست ۶

عمر اگر باخته ام نیست حزین افسوسم
در دیاری که منم سود و زیان هر دو یکی ست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - کون و مکان به زیر نگین قناعت است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.