هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زیباییها و رازهای جهان و عشق میپردازد. شاعر با پرسشهای متعدد دربارهٔ زیبایی، عشق، و حیرتهای هستی، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از دیدههای تماشایی، دل دیوانه، و جلوههای پرستان امروز سخن میگوید و به دنبال پاسخ برای این پرسشهاست.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری پیچیده، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شماره ۲۳۹ - هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟
هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟
نگه حیرت آیینه به زیبایی کیست؟ ۱
دل دیوانهٔ ما را که به صحرا سر داد؟
نفس سوخته، در بادیه پیمایی کیست؟ ۲
کس نمی پرسد از این جلوه پرستان امروز
که قد صبح، علم گشته ی رعنایی کیست؟ ۳
صف مژگان بتان را همه بر هم زده ایم
دلم افشردهٔ سر پنجهٔ گیرایی کیست؟ ۴
شمعها دامن جان را به میان بر زده اند
در شبستان جهان، انجمن آرایی کیست؟ ۵
خانه بی خانه خداوند نگردد معمور
زیب دیر و حرم از جلوهٔ هر جایی کیست؟ ۶
گر فشارد دل ما در قدح بوالهوسان
سخن از چون و چرا زَهره ی گویایی کیست؟ ۷
می پرد دیده ی صاحب نظران چون اختر
تا غبار ره او سرمهٔ بینایی کیست؟ ۸
سرفرازان همه این داعیه در سر دارند
خم چوگان تو تا با سر سودایی کیست؟ ۹
کس نپرسید حزین از نی آتش نفست
که گلو سوز نوای تو ز گویایی کیست؟ ۱۰
نگه حیرت آیینه به زیبایی کیست؟ ۱
دل دیوانهٔ ما را که به صحرا سر داد؟
نفس سوخته، در بادیه پیمایی کیست؟ ۲
کس نمی پرسد از این جلوه پرستان امروز
که قد صبح، علم گشته ی رعنایی کیست؟ ۳
صف مژگان بتان را همه بر هم زده ایم
دلم افشردهٔ سر پنجهٔ گیرایی کیست؟ ۴
شمعها دامن جان را به میان بر زده اند
در شبستان جهان، انجمن آرایی کیست؟ ۵
خانه بی خانه خداوند نگردد معمور
زیب دیر و حرم از جلوهٔ هر جایی کیست؟ ۶
گر فشارد دل ما در قدح بوالهوسان
سخن از چون و چرا زَهره ی گویایی کیست؟ ۷
می پرد دیده ی صاحب نظران چون اختر
تا غبار ره او سرمهٔ بینایی کیست؟ ۸
سرفرازان همه این داعیه در سر دارند
خم چوگان تو تا با سر سودایی کیست؟ ۹
کس نپرسید حزین از نی آتش نفست
که گلو سوز نوای تو ز گویایی کیست؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.