خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و ناامیدی است. شاعر از یار ناسازگار و بیوفا شکایت میکند و از نالههای زار خود میگوید. او به بیعدالتی روزگار و بیمهری معشوق اشاره میکند و از داغهای باقیمانده بر دل سخن میگوید. در نهایت، شعر با یادگاری از این دردها به پایان میرسد.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و درد عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۲۷۵ - تو را نمودم و گفتم به دل، که یار این است
تو را نمودم و گفتم به دل، که یار این است
به خون خود زده ای دست، اگر نگار این است ۱
کف بریدهٔ بی نسبت پرستاران
به بستر تو گل افشانده، خار خار این است ۲
میانهٔ تو و آیینه شد صفای خوشی
میانهٔ من و دل، هر نفس غبار این است ۳
مگر به آن لب شیرین رسد پیام دلم
چو نی حلاوتم از ناله های زار این است ۴
ستم رسیدهٔ اوییم و فارغ است دلش
یکی ز جمله ستم های بی شمار این است ۵
به هر چه دیده گشودیم رفت و داغ بجاست
چمن فروزی گل های اعتبار این است ۶
ز هر که ذائقه گیرد، عوض دهد نعمت
یکی ز بی مزگی های روزگار این است ۷
حزین به صفحهٔ گیتی به یاد دیده وران
نوشتم این دو سه مصرع که یادگار این است ۸
به خون خود زده ای دست، اگر نگار این است ۱
کف بریدهٔ بی نسبت پرستاران
به بستر تو گل افشانده، خار خار این است ۲
میانهٔ تو و آیینه شد صفای خوشی
میانهٔ من و دل، هر نفس غبار این است ۳
مگر به آن لب شیرین رسد پیام دلم
چو نی حلاوتم از ناله های زار این است ۴
ستم رسیدهٔ اوییم و فارغ است دلش
یکی ز جمله ستم های بی شمار این است ۵
به هر چه دیده گشودیم رفت و داغ بجاست
چمن فروزی گل های اعتبار این است ۶
ز هر که ذائقه گیرد، عوض دهد نعمت
یکی ز بی مزگی های روزگار این است ۷
حزین به صفحهٔ گیتی به یاد دیده وران
نوشتم این دو سه مصرع که یادگار این است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۴ - نسرین به چمن برندمد گر بدن این است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۶ - تن سختی کشم نزار دل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.