خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از حزین لاهیجی، احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق را بیان میکند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند نخل، شمشاد و سرو، احساسات خود را توصیف میکند و از رنج عشق و جدایی مینالد. همچنین، او به قدرت عشق در حل مشکلات اشاره میکند و از موسیقی عشق به عنوان نمادی از احساساتش یاد میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۲۸۹ - چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
شمشاد ز جا، سرو ز رفتار برآید ۱
دل می رود از سینه و پیکان تو باقی ست
رحم است بر آن یار که از یار برآید ۲
شرمندهٔ عشقیم که بی چاره و تدبیر
آسان کند آن کار که دشوار برآید ۳
از ناخن عشقم رگ جان زمزمه ساز است
بی زخمه صدا کی شود، از تار برآید؟ ۴
بگذار حزین از کف خود بادهٔ پندار
تا ساغرت از میکده سرشار برآید ۵
شمشاد ز جا، سرو ز رفتار برآید ۱
دل می رود از سینه و پیکان تو باقی ست
رحم است بر آن یار که از یار برآید ۲
شرمندهٔ عشقیم که بی چاره و تدبیر
آسان کند آن کار که دشوار برآید ۳
از ناخن عشقم رگ جان زمزمه ساز است
بی زخمه صدا کی شود، از تار برآید؟ ۴
بگذار حزین از کف خود بادهٔ پندار
تا ساغرت از میکده سرشار برآید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۸ - اشکم از دیده به دنبال کسی می آید
گوهر بعدی:شماره ۲۹۰ - دمی که حرف وداعت به گوش می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.