خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر در مواجهه با جدایی و درد عشق است. او از اشک، طوفان احساسات، و ناامیدی سخن می‌گوید و از فلک و روزگار شکایت دارد. در عین حال، اشاره‌ای به مستی و بی‌خودی نیز دارد که نشان‌دهندهٔ حالات روحی آشفته‌اش است.

محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد و رنج عشق، و مفاهیم انتزاعی مانند فلک و تقدیر است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و بی‌خودی وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۰ - دمی که حرف وداعت به گوش می آید

دمی که حرف وداعت به گوش می آید
دلم به رنگ جرس در خروش می آید ۱

نگاه مستِ که دارد سر خرابی ما
که اشک از مژه، طوفان به دوش می آید ۲

زتاب می مگر آن چهره ارغوانی شد؟
که خون مشرب طاقت به جوش می آید ۳

عبث، چه زخمه فلک می زند به تار تنم؟
مرا که از سر هر مو خروش می آید ۴

دلم چو ساغر سیماب می تپد یا رب
کدام رند ز مستی به هوش می آید؟ ۵

نسیم مصر وصال آنقدرگلوسوز است
که بوی پیرهنش، شعله پوش می آید ۶

دو روز با فلک سنگدل بساز حزین
که عاقبت به در می فروش می آید ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۹ - چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
گوهر بعدی:شماره ۲۹۱ - به آیینی که ترسا زاده از بتخانه می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.