هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانهای است که شاعر از دوری و بیتفاوتی معشوق متحمل میشود. او از غم و اندوهی میگوید که با وجود تلاشهایش، آرامش و تسلی نمییابد. شاعر از اشک، درد دل، و زخمهای عاطفی سخن میگوید و وفاداری خود را در حالی ابراز میکند که معشوق از او دور میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و درد عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و اندوه نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۳۰۸ - نالم به اثر گر غم او یار نباشد
نالم به اثر گر غم او یار نباشد
گریم به نمک، دیده چو خونبار نباشد ۱
بخرام به بالین من ای آینه سیما
دارم نفسی کآینه را بار نباشد ۲
لب می مکم از چاشنی درد، ببینید
خون در دلم از لعل لب یار نباشد ۳
از وادی غم می شنوم آه ضعیفی
ای اشک سراغی، دل بیمار نباشد؟ ۴
آن نخل وفا از بر من می رود امّا
روزی که مرا طاقت رفتار نباشد ۵
خودداری یار از دل صدپارهٔ ما چیست؟
زخمی شدن از تیغ جفا عار نباشد ۶
هر پاره حزین ، از جگرت درکف دردیست
بی درد، به حال تو گرفتار نباشد ۷
گریم به نمک، دیده چو خونبار نباشد ۱
بخرام به بالین من ای آینه سیما
دارم نفسی کآینه را بار نباشد ۲
لب می مکم از چاشنی درد، ببینید
خون در دلم از لعل لب یار نباشد ۳
از وادی غم می شنوم آه ضعیفی
ای اشک سراغی، دل بیمار نباشد؟ ۴
آن نخل وفا از بر من می رود امّا
روزی که مرا طاقت رفتار نباشد ۵
خودداری یار از دل صدپارهٔ ما چیست؟
زخمی شدن از تیغ جفا عار نباشد ۶
هر پاره حزین ، از جگرت درکف دردیست
بی درد، به حال تو گرفتار نباشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.