هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد دوری و بیتوجهی معشوق مینالد، از عشق نافرجام و رنجهای عاشقی سخن میگوید، و به ستایش خرابات و بیپروایی در برابر مشکلات دنیوی میپردازد. همچنین، از کفران نعمت و بیوفایی معشوق شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی پیچیده، دردها و رنجهای عاطفی، و اشارات عرفانی است که درک آنها برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک بالاتر از ادبیات و احساسات انسانی است.
شماره ۳۱۱ - ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد
ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد
دمی هرگز نمی خواهم دو لب از هم جدا باشد ۱
نگه دارد چرا در سینه، سالک عقدهٔ دل را
در آن وادی که خارش، ناخن مشکل گشا باشد ۲
فرو ریزد اگر ایوان گردون، نیست پروایی
خرابات ارم بنیاد ما، عالی بنا باشد ۳
به جرم بت پرستی از نظر افکنده ای ما را
چرا کس ای صنم این گونه کافر ماجرا باشد؟ ۴
حزین خسته دل را کشتی از بی التفاتی ها
چرا با آشنا، کس اینقدر دیرآشنا باشد؟ ۵
دمی هرگز نمی خواهم دو لب از هم جدا باشد ۱
نگه دارد چرا در سینه، سالک عقدهٔ دل را
در آن وادی که خارش، ناخن مشکل گشا باشد ۲
فرو ریزد اگر ایوان گردون، نیست پروایی
خرابات ارم بنیاد ما، عالی بنا باشد ۳
به جرم بت پرستی از نظر افکنده ای ما را
چرا کس ای صنم این گونه کافر ماجرا باشد؟ ۴
حزین خسته دل را کشتی از بی التفاتی ها
چرا با آشنا، کس اینقدر دیرآشنا باشد؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۰ - دل هر قطره ای دریای اسرار تو می باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۱۲ - مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.